خرید بک لینک
منسهـــم ِ آفتابم رابه تماشای باران بــدهکارم ...ای هیچ کس ِ منقرض در شناسنامه ی من !شـــرط می بندممی توانی در اکنون ِ منسنگ را بگـــریانی !این مـــرده ی آینده ...نه کسی در صدایش راه می رود ،نه این دو - سه پـــله ی عمر را کوتاه می آید !گـــذشتهدر گلویم گیـــر کرده است ،و آنقـــدر خودم را به یاد نیــ

برچسب: نویسنده: سجاد فلاح تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:37

نميدونم چرا وقتي هيچي شبيه قبل نيس .. وقتي نشستم تو اتاقم و رفتم توي اوجِ فيلم.. يه دردِ لعنتي ِ هميشگي هم داره باهام لج ميكنه،

چي ميشه يهو كه صحنه ي يه خاطره مياد جلوي چشمم!

روزي ك روي تخت زهرا خواب بودم و رفته بود پيش باباپور بعد وقتي برگشت اومد نشست لب تخت و بيدارم كرد...

دلم چقد گرم شد...

برچسب: نویسنده: سجاد فلاح تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

اينكه قراره هفتمو با زهرا شروع كنم مثل يه دلخوشيه لطيفِ كه دوسش دارم اما اينكه اينقد دارم دلتنگي ميكنم واسه موهام يه زخميه كه هي باش ميجنگماين روزا داره ميگذره با همه ي خاطرات بد و خوبش... اما من از خدا فرصت زندگي ميخوام. بايد يك بار ديگه همه چي و از نو شروع كنم انصاف نيس... انصاف نيس وقتي توي يكي د

برچسب: نویسنده: سجاد فلاح تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

بعد از چندماااااااااه از احساسم گفتم... وا دادم...! دلم و ريختم بيرون

اما چيزي ك تو جواب ميگرفتم اوني نبود ك ....

+ادم انگار تنها ميشه...

+سردردِ مو مصنوعي...!

+جواب ازمايشِ بد و چشمك من به خدا واسه ادامه ي راه

+ حالِ خوب اطرافيان از حالِ خوب من

برچسب: نویسنده: سجاد فلاح تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

حالت تهوع شديد، تكوناي ماشين، افتاب .. معده ي خالي .. داروهاي اسكن..احوال بد احوال بد.. استفراغ هاي جهنده و دردناك..اشكام...

اشكاي عزيزم ك ديگه از بيچارگي ميومد پايين و رضا پاكشون ميكرد...

امروز بخير گذشت... شكر ميكنم چون بدتراز اين جهنم هم وجود داشت.. درداي لعنتي ك تا چندساعت باهام بودن..

من كجا اينجا كجا...؟

ميبيني خدا؟من دارم راهمو ميام توام بيا ...

توهم بيا

برچسب: نویسنده: سجاد فلاح تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی